رضا تایمز - مطالب اختصاصی ساحره های باور ناپذیر - مدیا - چهل دزد بغداد
جستجو

یه روز خیلی قشنگ

یه روز خیلی قشنگ

چند سال از یک سری اتفاقات ماورایی برنامه ریزی شده :

 

بخش تحقیقات ویژه بین الملل در چند کشور دور تر از سرزمین دور :

 

به سلام .

 

جناب تراکت پخش کن .

 

از خودت بگو :


تراکت پخش کن :

 

در سرزمین دور که بودم نصف شب از خواب بلند شدم دیدم یه چیز مشکی روم جلز ولز کنان . یه فرشته بالا سرم . چندین فرشته دیگر دور یک شی .

 

بالا و پایین هم نویز .

 

همسایه بالا و پایین و رو به رو تحت تعقیب بین الملل .

 

تماس با مرکز امنیتی برای بار چندم : برو دکتر گوش و ... .

 

همسایه بالایی با شلیک نویز صدایم را برای خودم پخش می کرد ( تماس با مرکز امنیتی ) ... گویا بلندگو گذاشته است .

 

به سمت بازار سوار اتوبوس رفتم توی قدیما .

 

در حین پخش تراکت در بازار از چند تا خیابان دیگر سر در آوردم در حین چشم به هم زدن .

 

خلاصه جناب بازرس این وضعیت سرزمین دور .

 

در خیابان هم با نویز می زنند ... .

 

سرزمین خیلی دور همین کشور کناریمون به زبان عربی صحبت می کنند وضعیت زندگی میگن خیلی بهتره .

 

می گویند آن شی که از درونش مشکی جلز ولز کنان تولید می شود برای آن کشور است . شاید .

 

راستی جناب بازرس وسیله مکالمه ای هم ازم کش رفتن ... .

 

و هزاران داستان دیگر ... .

 

خلاصه علوم ماورا - علومی است که باید باشد .

 

شاید در سال های خیلی دور هم اتفاق افتاده باشد ... .

امتیاز دهی
0
نظرات
نوشتن دیدگاه جدید
رضا تایمز

رضا تایمز رسانه ای متفاوت .

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران