
تهران- ایرنا- مدیرعامل شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان تهران در بررسی عملکرد دوره فعالیتش گفت: دوستان اجازه پیش بردن کار را نمیدادند. به خصوص دو سال آخر، یعنی پارسال و امسال برخی از دوستان جای اینکه از نزدیک ببینند چه اتفاقی افتاده است، برای ما تبلیغات سوء میکردند، هیات مدیره در این روند فرسوده میشود.
به گزارش خبرنگار کتاب ایرنا، شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان تهران از دی ۱۳۵۳ آغاز به کار کرد و بیش از ۵۰ سال است که فعالیت میکند. اقدامات این تعاونی میتواند نقش تعیینکننده در روند فعالیت حلقههای نشر ایفا کند. یکی از وظایف این تعاونی تامین مواد اولیه لازم برای فعالیت نشر است و همچنین میتواند با استفاده از کارت بازرگانی در همکاری ناشران و تجار اقدام به واردات کاغذ کند. کاغذ در سالهای اخیر به یکی از مسائل مهم نشر تبدیل شده است، قیمت کتاب و توانایی خرید مخاطب با قیمت کاغذ ارتباط نزدیکی دارد.
وقفه ۹ ساله از ۱۳۹۳ در فعالیت شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان تهران شکل گرفت و بعد از آن این شرکت تعاونی در سال ۱۴۰۱ با تشکیل مجمع عمومی و انتخاباتی که برگزار شد، فعالیت خود را از سر گرفت. در روزهای آینده قرار است انتخاباتی دیگر انجام شود و هیات مدیره و رئیس هیات مدیره در نتیجه آن تعیین خواهندشد.
خبرنگار کتاب ایرنا گفتوگویی با ارشد عیناللهی مدیر عامل شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان تهران انجام داد و با او به بررسی اقداماتی که در سالهای مسئولیتش انجام داده است، نشست، در این مصاحبه عوامل بازدارنده مشخص شدند و وضعیت گذشته و امروز شرکت تعاونی مقایسه شد.
شما از چه سالی به عنوان مدیرعامل شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان تهران فعالیت خود را آغاز کردید؟ این شرکت زمانی که شما مسئولیت را بر عهده گرفتید، چقدر بدهی داشت؟
سال ۱۴۰۱ در مرداد مجمع عمومی برگزار شد. همکاران بر اساس عرقی که به صنف و شرکت تعاونی داشتند از من و ناصر بخشی خواستند تا کاندیدا شویم و شرکت را بعد از ۹ سال تعطیلی راهاندازی کنیم. شرکت از سال ۱۳۹۳ به طور کلی تعطیل شده بود. بعد از اینکه انتخابات برگزار شد، تعدادی از همکاران برای راهاندازی و احیای شرکت تعاونی انتخاب شدیم.
اطلاعیه نتیجه مجمع شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان تهران در روزنامه رسمی در مهرماه ۱۴۰۱ منتشر شد و ما به شکل رسمی و قانونی به عنوان هیات مدیره شروع به فعالیت کردیم. نوبت دوم مجمع عمومی این دوره هم ۱۷ آبان ۱۴۰۵ برگزار میشود، و انتخابات دوره جدید نیز انجام خواهد شد.
چرا ۹ سال در فعالیت شرکت تعاونی وقفه افتاده بود؟
به دلیل اینکه در سال ۱۳۹۱ قراردادی برای واردات کاغذ میان شرکت تعاونی و شرکت بازرگانی بهرهبرداری شهرداری تهران و شخص ثالثی بهعنوان فروشنده بیجی(ضمانتنامه بانکی) منعقد شد. شرکت حدود ۱۰ میلیارد تومان پول و مبلغ ۳۰ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان چک پرداخت کرد، و به این دلیل که آنان به تعهدشان عمل نکردند شرکت نیز از پرداخت چک امتنا کرد در نتیجه بدهی شرکت به حدود ۳۱ میلیارد چک برگشتی و حدود ۶ میلیارد تومان به اشخاص بالغ شد. قرار بود واردات کاغذ از مرحله به مرحله انجام شود و در نهایت شرکت تعاونی وجه را به آنها بپردازد، اما به این دلیل که کاغذ وارد نشد، شرکت باقی پول را پرداخت نکرد.
شرکت حدود ۱۰ میلیارد تومان پول و مبلغ ۳۰ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان چک پرداخت کرد، و به این دلیل که آنان به تعهدشان عمل نکردند شرکت نیز از پرداخت چک امتنا کرد در نتیجه بدهی شرکت به حدود ۳۱ میلیارد چک برگشتی و حدود ۶ میلیارد تومان به اشخاص بالغ شد
پیش از این هم شرکت تعاونی بیش از ۱۰ میلیارد تومان به این فرد پرداخت کرده بود، که از این ۱۰ میلیارد نزدیک هشت میلیارد تومان از ناشران جمعآوری شده بود. این بدهی بود که شرکت داشت و من با این شرایط بدهی گذشته مدیریت عاملی شرکت را به عهده گرفتم.
از طرفی باید توجه داشت که محل شرکت تعاونی در یک ساختمان قرار دارد، ساختمانی که ۹ سال دَرِ آن بسته بود و هیچ رفت و آمدی در آن انجام نشده است، در نتیجه به ساختمان مخروبهای تبدیل شده بود. ابتدا هیات مدیره مصوب کرد تا ساختمان را بازسازی کنیم مساله مهم این بود که فقط هفت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان، از دوره قبلی سرمایه نقدی در صندوق وجود داشت ( مدیرعامل قبلی این پول را به حاج مرتضی آخوندی مدیر انتشارات دارالکتب اسلامیه داده بود) او در آن زمان بازرس شرکت تعاونی بود. آخوندی هم این پول را به ناصر بخشی رئیس هیات مدیره داد با هفت میلیون و نیم شرکت را تحویل گرفتیم با تمام هزینههایی که داشت.
در آن سالها هفت میلیون و ۵۰۰ هزار تومان چقدر ارزش داشت؟
اینطور بگویم که برای رنگآمیزی ساختمان حدود ۳۶۰ میلیون تومان هزینه کردیم. سقف ریخته و لولهکشیها ترکیده بود، ساختمان را بازسازی کاملی کردیم و از پشت بام تا طبقههای پایین بازسازی شد. بعد از آن چهار طبقه را به همکاران در بخشهای مختلف فرهنگی اجاره دادیم.
در این مدت علاوه بر بدهیهایی که شرکت تعاونی داشت، برای انبار در سازمان تامین اجتماعی بدهی جمع شده بود. شرکت و انبار تعطیل بود، اما اعلام تعطیلی نشده بود تا مجاز باشیم که بیمه پرداخت نکنیم. در نتیجه بدهی سازمان تامین اجتماعی را با جریمه پرداخت کردیم.
سال ۱۴۰۳به شرکتها ۵۰۰ هزار دلار سهمیه ارزی، برای واردات میدادند که متاسفانه نقدینگی نداشتیم و نتوانستیم از سهیمه ارزی برای واردات کاغذ استفاده کنیم
وزارت دارایی ادعای طلب کلانی میکرد، زیرا تا سال ۱۳۹۱ شرکت تعاونی کاغذ وارد کرده بود، برای همین ارزشافزوده میخواستند، این ارزش افزوده را بر اساس برآورد با جرایمی که تعلق گرفته بود، بیش از یک میلیارد تومان میدانستند که میتوانست به چند میلیارد هم برسد. برای حل این مساله به مراجع مختلف از قبیل بانک گشایشکننده اعتبار، گمرک و ادارات دارایی مراجعه و اثبات کردیم که به کاغذ ارزشافزوده تعلق نمیگیرد، این مقوا است که به آن ارزش افزوده تعلق میگیرد و توانستم پرونده را مختومه کنم.
شرکت تعاونی بدهیهای مالیاتی مختلفی برای سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۴ داشت، زیرا در آن سالها اظهارنامه صادر نشده و برای همین جرایم تعلق گرفته بود. این مسائل که مجموع آنها به ۹۰۰ میلیون تومان میرسید با مذاکرات و توضیحاتی که ارائه شد با کمی بیش از ۱۰۰ میلیون تسویه شد.
زمان محمدمهدی داوودیپور انبار شریفآباد را به صورت رهن، اجاره داده بودیم. یک میلیارد تومان از مستاجر گرفته بویدم. وکیل شرکت پیگیری کرد، زیرا این فرد برای تخلیه پولش را میخواست. در آخر پول را تامین کردیم و رفت. بدهیهایی بود که کارهای ساده و اولیه به نظر میرسد، اما حل مسائل نیاز به زمان داشت و انجام شد.
شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان امروز حدود ۱۰ میلیارد تومان اندوخته مالی دارد
فردی فروشنده بی جی(ضمانتنامه بانکی) و شهرداری کارگزار بودند و با شرکت تعاونی قرارداد ۳۰ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان بسته بودند، مشکل اساسی این بود که برای حکم اجرایی برای ساختمان و انبار شرکت از دو نفر یعنی مدیرعامل سابق و فرد دیگر از اعضای هیات مدیره چک با دو امضا گرفته بود. با جلساتی که برگزار شد و مدیرعامل سابق هم برای نجات خود در برگزاری این جلسات کمک کرد ۳۰ میلیارد و ۸۰۰ میلیون چک را با قراردادی از آنها پس گرفتیم.
نخست حساب بانکی خود را که مسدود بود، باز کردیم. این حسابی بود که شرکت ۴۰ سال با آن کار کرده بود. بلکلیست بانک مرکزی را پاک و برای گرفتن کارت بازرگانی شرکت اقدام کردیم، شرکت ۱۰ سال بود کارت بازرگانی نداشت موفق شدیم سال ۱۴۰۳ این کارت را بگیریم.
سال ۱۴۰۳ به شرکتها ۵۰۰ هزار دلار سهمیه ارزی، برای واردات میدادند که متاسفانه نقدینگی نداشتیم و نتوانستیم از سهیمه ارزی برای واردات کاغذ استفاده کنیم.
قبل از باز شدن حساب بانکی شرکت و دریافت کارت بازرگانی اقدام به خرید داخلی کاغذ کردیم، زیرا نمیتوانستیم از خارج کاغذ بیاوریم. اینجا با استفاده از اعتبار شخصی من توسط دوستی به تاجر معرفی شدیم؛ او کاغذ را به ما به شکل وعدهای و مدتدار داد. این کاغذ را دریافت کردیم و از حساب شخصی بنام سه نفر صاحبان امضا شرکت حساب جدیدی افتتاح کردیم ( مهدی رمضان شیرازی، علیرضا رئیسدانائی و ارشد عیناللهی) در این زمان هنوز موفق نشده بودیم حساب شرکت تعاونی را آزاد کنیم. چک شخصی دادیم، کاغذ خریدیم و فروختیم و حدود ۶۰۰ میلیون تومان سود کردیم و این کمک بزرگی برای شرکت بود. این روند تداوم داشت و اقدامات متعددی انجام دادیم. شرکت تعاونی ناشران و کتابفروشان امروز حدود ۱۰ میلیارد تومان اندوخته مالی دارد.
گفتید توانستید کارت بازرگانی از سال ۱۴۰۳ بگیرد. اعضای شرکت تعاونی میتوانند با استفاده از این کارت با تاجرها شریک شوند و کاغذ واردکنند یا کارهای دیگری از سال ۱۴۰۲ تا به امروز در شرکت تعاونی با آن کارت چه اقداماتی انجام شد؟
میتواند این اتفاق بیفتد، دو مشکل اینجا مطرح بود. البته اصلاح کنم تقریبا از مرداد ۱۴۰۳ کارت بازرگانی ما آماده شد و یک سال تا ۱۴۰۴اعتبار داشت.
ما نتوانستیم با آن کارت بازرگانی وارداتی داشته باشیم، زیرا هیات مدیره نگرانی داشتند، پیش از این در طول سالهای گذشته برای شرکت تعاونی بدهی بار آمده بود
ما نتوانستیم با آن کارت بازرگانی وارداتی داشته باشیم، زیرا هیات مدیره نگرانی داشتند، پیش از این در طول سالهای گذشته برای شرکت تعاونی بدهی بار آمده بود و اگر میخواستیم از دیگران پول بگیریم و کار کنیم یا کارت بازرگانی را در اختیار سهامداران یا دیگران قرار بدهیم، سیاست هیات مدیره و شرکت تعاونی اجازه چنین کاری به ما نمیداد. اگر میخواستیم این کار را کنیم باید مثل سابق از دوستان پول میگرفتیم و در نتیجه مشارکت میتوانستیم کاغذ وارد کنیم. آن هم به دلیل اینکه متاسفانه مقداری تبلیغات سوء بر علیه هیات مدیره از طرف بعضی از آقایان بود و میگفتند شرکت تعاونی ورشکسته شده است، این اتفاق ممکن نشد.
آنها درباره قانون شرکت تعاونی و تجارت آگاهی نداشتند، زیرا شرکت و شخص ورشکسته کسی است که بدهیهایش بیش از داراییهایش باشد، ساختمان ما بیش از چند میلیارد ارزش داشت و رقم بدهیها قابل توجه نبودند. امروز هم فکر نمیکنم و تصوری ندارم که بیش از چهار تا پنج میلیارد به سهامداران بدهی داشته باشیم، مدیرعامل قبلی از سهامداران و سرمایهگذاران پول گرفته بود تا کاغذ وارد کند. این بدهی ایجاد شده در دوره جدید نبود و مربوط به دوره مدیرعاملی قبلی است که به ما منتقل شده است.
آیا بعد از سال ۱۴۰۴ توانستید دوباره کارت بازرگانی بگیرید؟
تا ۱۴۰۴ که اعتبار دارد ولی برای ۱۴۰۵ هنوز تمدید نکردیم.
آیا در برنامه دارید؟ چه چیزی با کارت بازرگانی وارد خواهید کرد؟
حتما، هیات مدیره جدید اقدام خواهند کرد، کالاهایی مانند کاغذ، مقوا، زینک چیزهایی هستند که میتوانیم وارد کنیم و از برنامههای اصلی شرکت تعاونی واردات کاغذ برای تامین نیاز اولیه ناشران است. در سالهای گذشته به خوبی آن را انجام دادیم به دلیل مشکلاتی که بود، دوستان اجازه پیش بردن کار را نمیدادند. مخصوصا دو سال آخر، یعنی پارسال و امسال برخی از دوستان در گفتار و نوشتههای خود کم لطفی میکردند، جای اینکه از نزدیک ببینند چه اتفاقی افتاده است برای ما تبلیغات سو میکردند، هیات مدیره در این روند فرسوده میشود.
مدیرعامل قبلی بدون اعلام و صورت جلسه تعدادی از سهام را با قیمت هزارتومان خریده بود. در صورتی که افرادی که فروختند نمیدانستند و به گفتههای ما هم بیتوجهی میکردند
شرکت تعاونی ما ۶۴۰ سهامدار دارد، از این تعداد متاسفانه گروهی فوت کردند. سه سال پیش زمانیکه هیات مدیره مستقر شد، اعلام کردیم که میخواهیم کارگروه سهام تشکیل بدهیم تا وضعیت سهامداران شرکت را روشن کنیم و نامهای به سهامداران نوشتیم، اما تعداد زیادی از نامههای ما برگشت. تعدادی از وراث، سهام ارثی را به نام خود کردند، اما برخی به علت مشکلات ورثهای این کار را نکرده بودند و در نتیجه به مشکل برخوردیم و نتوانستیم این روند را ادامه بدهیم. یکی از برنامههای هیات مدیره جدید که از آنها درخواست خواهم کرد، پیگیری این موضوع است.
وقتی در سال ۱۴۰۱ شرکت تعاونی را تحویل گرفتیم، شرکت ۳۰ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان چک برگشتی و حدود پنج میلیارد تومان به همکاران بدهی داشت و وضعیتنش روشن نبود و تعداد قابل توجهی میترسیدند سهامشان را عرضه کنند. قیمت اسمی سهام شرکت تعاونی هزار تومان است، حتی میترسیدند سهام خود را هزار تومان بفروشند. امروز خبر خوب این است که قیمت سهام هر کدام ۱۰۰ هزار تومان شده است، زیرا اقدامات تعاونی ادامه دارد.
یکی دیگر از اقدامات بدی که درو دوره گذشته زمان مدیریت داوودیپور انجام شد، نقل و انتقالات سهام بود. در حالی که در شرکت تعاونی نقل و انتقال سهام باید در هیات مدیره مطرح و اعلام شود، صورت جلسه هیات مدیره باید ثبت شود و نقل و انتقالات صورت بگیرد. در صورتی که مدیرعامل قبلی بدون اعلام و صورت جلسه تعدادی از سهام را با قیمت هزارتومان خریده بود. در صورتی که افرادی که فروختند نمیدانستند و به گفتههای ما هم بیتوجهی میکردند. شرکت ۶۴۰ سهامدار دارد و کل سهام شرکت حدود یک میلیون و ۷۰۰ هزار سهم است، این به معنی بیش از یک میلیارد تومان است. اگر ارزش ساختمان مرکزی را حساب کنید، چند میلیارد است، یعنی شرکت ورشکسته نیست. اینها بدون توجه به این مسائل کارهایی را انجام دادند که نباید میشد. ما مانع ادامه این روند شدیم، امیدوارم گروههای بعدی بتوانند موفق باشند. امیدوارم هرکس در پایان دوره مسئولیتش با خبرنگاری صحبت و نتیجه کار را اعلام کند.
شما کاندیدای دوره بعد خواهید شد؟
نه خوشبختانه این سالها با مسائل متعددی مواجه بودم در صورتی که تلاش میکردم تعاونی را به دهه قبل از سال ۹۰ بازگردانم. من آخرین تلاشهای خود را کردم تا اینکه خوشبختانه با دست پر(از خزانه خالی با موجودی نزدیک به ۱۱ میلیارد تومان ) تحویل آیندگان میدهم.
شرکت تعاونی بیش از ۵۰ سال است که فعالیت میکند...
دقیقا ۵۲ سال است.
انتظار میرود که شرکت تعاونی ملزومات چاپ و نشر را تهیه کند و در دسترس اعضا بگذارد. آیا با سرمایههایی که در این شرکت وجود داشت، ممکن بود برای اعضا کاغذ مقوا، کارتن و حتی پاکت نامه تهیه شود؟ ناشران در این سالها گرفتار مسائل مختلفی بودند و حتی در برخی از دورهها مانند نمایشگاه پست کتاب برای آنها دشوار بود. آیا شرکت تعاونی میتوانست این ملزومات را برای ناشران تهیه کند؟
این جزو وظایف شرکت تعاونی است و تهیه ملزومات ناشران و کتابفروشان در اساسنامه هم قید شده است، اما نتوانست زیرا سرمایه نداشت و با تحرکات غیرمنطقی و غیراصولی مخالفان نمیشد کاری کرد.
چه کاری میکردند که نمیشد کاری که در اساسنامه نوشته شده است است انجام شود؟
آنها جلوی ما را نمیگرفتند اما میگفتند که ما نباید ساختمان را اجاره بدهیم، و شرکت باید مبلغ درآمدی داشته باشد. نمیتوانستم این ساختمان را خالی نگه داریم اما آنها میگفتند که شرکت تعاونی جای اینکه کار کند، اجارهداری میکند و مستاجران پول آنها را نمیدهد. در صورتی که اینچنین نبود. و از طرفی بعضی از آقایان بر علیه ما در گفتار و نوشتار خود می گفتند که شرکت تعاونی ورشکسته است و همین امر به ما اجازه نمیداد تا بتوانیم از توان مالی سهامداران و کمکهای بانکی استفاده کنیم و واردات کاغذ داشته باشیم.
هدف مخالفان عدم کار و خالی نگهداشتن ساختمان و انبار شرکت در نتیجه فروش کل اموال و تقسیم آنها بین سهامداران و تصفیه و انحلال تعاونی است.
گفته میشود هشت انبار در شریفآباد دارید، آنها را هم اجاره دادید؟
پنج سوله داریم، زمانی که شرکت تعاونی، زمین را خرید و سولهها را ساخت، دوستان هیات مدیره قبلی برای ساخت آنجا زحمت کشیدند. زمین حدود ۴۰ هزار متر بود، در قولنامه مطلبی ذکر شده بود که پنج هزار متر از این زمین بیرون از چهار دیواری است.
مدیرعامل قبلی صورت جلسه هیات مدیره دارد مساله را پیگیری کرد و هیچ زمینی نیست که این مساله در آن مطرح شده بود، پیگیری کردیم و در نتیجه بر اساس همین نامه و قولنامه حدود ۱۶ هزار متر زمین را سندزده تحویل گرفتیم، یعنی در ضلع جنوبی انبار این اندازه زمین اضافه شده است.
سولهها را اجاره دادید؟
همه این پولهایی که درباره آنها صحبت کردیم از اجاره آمده است؛ جز در موردی که قبلا گفتم و دیگر هیچ خرید و فروشی جز آن سود ۶۰۰ میلیون تومان که قبلا اشاره شد نداشتیم تا بتوانیم درآمد داشته باشیم این اجارهها است که تجمیع شده و به حدود ۱۰ میلیارد تومان رسیده است.
اقداماتی که شرکت تعاونی ناشران میتواند انجام بدهد ارتباط گرفتن با اتحادیههای مختلف مثلا اتحادیه چاپخانهداران و دیگر بخشهای مرتبط، برای تسهیل فعالیت ناشران و کتابفروشان است، آیا چنین اقدامی انجام شد؟
ارتباط با اتحادیهها مربوط به اتحادیه ناشران و کتابفروشان است، شرکت تعاونی در واقع شرکت بازرگانی و تجاری است، در این رابطه با برخی از شرکتهای تعاونی ارتباط داشتیم، اما متاسفانه تبلیغات از سوی مخالفان که عرض کردم اقدامات اساسی شد.
کدام نهاد یا سازمان باید شما را حمایت میکرد؟
دولت حمایت نکرد، برای مثال زمانی که ارشاد کاغذ وارد کرده بود، برای توزیع به بخشهای مختلف تحویل داد، اما کاغذ را به ما ندادند در حالی که توزیع کاغذ و برگزاری نمایشگاه کار ما و وظیفه ما است در دو سال گذشته با اینکه درخواست کردیم نمایشگاه را به ما ندادند.
دلیل هم اعلام کردند که چرا ندادند؟
نه، نادیده گرفته شدیم.
چرا کاغذ را برای توزیع به تعاونیهای دیگر میدهند اما به تعاونی ناشران و کتابفروشان نمیدهند؟
نمیدانم این را باید مسئولان امر بگویند در دیدار حضوری که با محسن جوادی معاونت فرهنگی داشتیم بهصورت مکتوب و هم شفاهی اعلام آمادگی کردیم و ایشان هم قول مساعد دادند ولی متاسفانه ...
اینبار کاغذ را به چه نهادی میسپارند تا آن را توزیع کند؟
براساس شنیدهها گویا ابراهیم کریمی رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در مصاحبهای اعلام کردند که قرار است ۱۹ تن کاغذ دولتی وارداتی جهت توزیع در اختیار اتحادیه آشنا قرار گیرد.
نوشتن دیدگاه جدید